
تو روزی باید زود میومدم خونه دیر رسیدم برای پا بوست
صبح رفتنی هم دیر از خواب بیدار شدم و نشد
و فقط کادوئی که برات گرفته بودم رو گذاشتم رو میز و رفتم
دریغ از آغوشی که محروم شدم و این محرومیت همچنان ادامه دارد
براتون سال خوبی ارزومندم
سالی پر از موفقیت و شادی ![]()
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
نمیدونم سعید از کجا به جعل کار بودن من پی برده که هر وقت زنگ میزنه بهم میگه جعل کار
حالا اونا چیزی نبودن که این همه ناراحت باشم براش
خدایا منو ببخش واسه کار های که تو این شغل انجام میدم
کل امروز به جعل تاریخ محصولات غذایی گذشت نمیدونم جواب این وجدان لعنتی رو چی خواهم داد
لعنت به این شغل
لعنت به کار اجباری توسط کارفرما
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
امروز باز سر جریان جعل کاری بقدری خندیدم که نگو با دست کاری قیمت و تاریخ یه محصول که خیلی وقت مونده بود قیمت و تاریخ رو که جعل کردم رفتم پیش کارفرما میگم قیمت چند بزنم قبلی 66000بود میگه بزن 75000 تا
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
فقط اونجا که فهمیه به بهبود گفت
تازه اولشه عادت میکنی
اولش واسه ما هم سخت بود
عادت میکنی
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی

سر سفره داداشم داشت اختلاف سنی ما رو حساب میکرد
پدر گفت همه شما با اختلاف سنی دو سال به دنیا امدین
بعد مادر میگه نه اختلاف ر با م سه ساله
بعد پدر میگه این چرا سه سال شده ؟؟
جمع داداشا ریز می خندیدم
میخواستم بهش بگم اینواز خودت بپرس پدر من انگار اشتباه کردین تو محاسبه
![]()
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
الان که دارم مینویسم رفتن خواستگاری
من خودم باور نمیکنم تا این مرحله پیش رفتیم که واسه داداش ر رفتیم خواستگاری و گره از کار این هم باز شد
من که تو پوست خودم نیستم
و خوشحالی مادر از چشمانش معلوم هست هر چند به ظاهر نمی اورد
و اینکه تبریک میگم عید نیمه شعبان رو و از این روزها قسمت همتون بشه
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی

امروز داداش ر با گل امد خونه تا فردا برن واسه خواستگاری
خوشحالی تو خونه موج میزنه همه دور همیم الان
و من خودم اصلا باورم نمیشه این اتفاق خجسته تو این اوضاع کرونایی![]()
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی
آن کسی را که تو می جویی
کی خیال تو به سر دارد
بس کن این ناله و زاری را
بس کن او یار دگر دارد
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی

سر کار امروز یه بنده خدایی امد گفت دستگاهتون کارت بانکیمو خورد
رفتم تا بهش بدم دیدم خبری از کارت نیست اینور اون ور دیدم نیست
برگشتم بهش گفتم حاجی نیست مطمئنی کارت رو خورده ![]()
دست کرده تو جیب شلوارش کارتشو در اورده
میگم مسخره کردی یا شعبده بازی ![]()
والا این کرونا ملت رو دیوانه کرده
برچسب:
نویسنده: روژان زارعی